با کلیک بر روی 1+ ما را در گوگل محبوب کنید
X
تبلیغات
نماشا
رایتل

Electrician

مهندسی برق در هوا و فضا

در حال حاضر نیروهای مسلحی در جهان حرفی برای گفتن دارند که به پیشرفته ‏ترین موشکها مسلح باشند. لازم نیست که کارشناس نظامی و یا تسلیحاتی باشید تا ‏بتوانید تاثیر موشکها را بر چهره میدانهای جنگ امروزی ببینید.‏ 

زمانی نبرد ناوها دارای 9-12 قبضه توپ کالیبر 400 تا 550 میلیمتری بودند و بر ‏دریا ها سلطنت می کردند. توپهای عظیم این نبرد ناوها دارای برد بیش از 30 ‏کیلومتر بودند. امروزه، یک فروند ناوچه کوچک با یک موشک ضدکشتی هارپون با ‏برد 120 کیلومتر به مراتب از نظر برد، دقت و زمان واکنش موثرتر از یک فروند ‏نبرد ناو است.می توان گفت یک ناوچه موشک انداز می تواند نبرد ناوی همچون ‏نبرد ناوی همچون نبرد ناو میسوری را با 9 قبضه توپ 406 میلیمتری به راحتی ‏غرق کند زیرا دارای تسلیحات دقیقتر و دوربردتری است.البته به یاد داشته باشید که ‏دیگر در هیچ نقطه ی جهان نبرد ناوها به صورت عملیاتی خدمت نمی کنند و ‏جملگی از سرویس خارج شده اند.‏ 
زمانی جنگنده هایی چون هلکت و موستانگ با مسلسلهای 12.7 میلیمتری خود باید ‏تا 300 متری به جنگنده دشمت از پشت نزدیک می شدند تا بتوانند آن را با گلوله ‏های مسلسل خود سرنگون کنند.امروزه، خلبان ‏F15‎‏ آمریکایی و سوخوی 27 ‏روسی با موشکهای خود از فواصل بالای 30 کیلومتر جنگنده دشمن را سرنگون می ‏کنند و نیازی به خطر کردن و جنگ هوایی نزدیک نمی بینند.‏ 





امروزه، نیازی به توپهای ضدزره سنگین و بدقواره جنگ دوم جهانی نیست و یک ‏فروند موشک اریکس می تواند یک سرباز پیاده را تبدیل به دشمنی مخوف برای ‏تانکهای دشمن کند.‏ 
صد سال پیش برای دسترسی به پایتخت و شهرهای مهم دشمن یکی از دو طرف ‏نبرد باید آنقدر دشمن را به عقب می راند تا به شهرهای مهم او دست پیدا ‏کند.امروزه، موشکهای بالستیک و کروز می توانند دورترین دشمن را مورد هدف ‏قرار دهند. هواپیماها، ناوها، بالگردها، سربازان پیاده و شبکه پدافند هوایی بدون ‏موشکها هیچ نیستند. در نبردهای آینده آنکه موشک بیشتر و کارآمد تری داشته باشد ‏توان بهتری در تهاجم و دفاع دارد. در این مجال اندک به انواع مختلف سیستمهای ‏هدایت نصب شده بر روی موشکها می پردازیم. باشد که عزیزان خواننده با سلاح ‏هایی که چهره میدانهای جنگ را تغییر دادند بیشتر و بهتر آشنا شوند.‏ 

هدایت سیمی 

روش هدایت با سیم از قدیمی ترین روشهای ابداع شده برای هدایت موشک ها است. ‏این روش هدایت، بسیار پرآوازه و مطمئن برای هدایت موشکهای ضد تانک است ‏در این روش، هدایت موشک ها از نظر عملکرد چه مدل دستی و چه نمونه های ‏موجود نیمه خودکار با روش هدایت رادیویی فرق چندانی ندارد و تنها فرامین تغییر ‏مسیر موشک به امواج رادیویی، به کمک سیم متصل شده به موشک به آن منتقل ‏می شودند.دو رشته سیم از یک طرف به پرتاب کننده و از طرف دیگر به موشک ‏وصل شده و دستورهای هدایتی از طریق این سیمها به موشک منتقل می شوند.‏ 
امروزه تمامی موشکهای ضد تانک موجود نیمه خودکار بوده و شلیک کننده تنها ‏کافی است که که سایت هدفگیر را تا زمان برخورد بر روی هدف نگاه دارد و ‏هدایت موشک بر عهده سایت هدفگیری که مجهز به یک حسگر فروسرخ است می ‏باشد.یکی از برتری های هدایت سیمی نسبت به هدایت رادیویی، عدم امکان ایجاد ‏اختلال بر روی فرامین انتقالی از سیم است.موشکهای ضدتانک تاو آمریکا، اریکس ‏فرانسه و بیل سوئدی از جمله موشک های معروف هدایت سیمی هستند. 

هدایت رادیویی 
‏ 
روش هدایت رادیویی در نسل اول موشکهای هوا به زمین و موشکهای ضدتانک ‏هدایت شونده به کار برده شد.این روش هدایت از زمان جنگ جهانی دوم بر روی ‏بمبها و موشک ها مورد استفاده قرار می گرفت و باید آن را قدیمی ترین روش ‏هدایت موشک دانست.در این روش، خلبان و یا شلیک کننده باید موشک را تا زمان ‏برخورد به هدف در دید خود نگه دارد.یعنی خلبان باید پس از پرتاب، موشک و ‏هدف را در یک راستای مستقیم قرار دهد و با استفاده از دسته هدایت که در اختیار ‏شلیک کننده است به وسیله امواج رادیویی فرستاده شده برای موشک، موشک را به ‏طرف هدف هدایت کند.این روش دقیقا مانند کنترل کردن یک هواپیمای کنترل از راه ‏دور می باشد.‏ 
در روش هدایت دستی، شلیک کننده با نگاه کردن به شعله انتهای موشک و یا چراغ ‏چشمک زن نصب شده در عقب موشک، موشک را به طرف هدف هدایت می کرد. ‏در مدلهای پیشرفته تر ماننده موشک ضد تانک ‏AT-6‎‏ روسی روش هدایت رادیویی ‏نیمه خودکار شده است.یعنی شلیک کننده تنها سایت هدفگیری را بر روی هدف قرار ‏می دهدو سایت هدفگیر با حس کردن شعله انتهای موشک،موشک را به کمک امواج ‏رادیویی به طرف هدف هدایت می کند.این سیستم بر روی موشکهای ضد تانکی ‏چون آتی4 روسی، موشکهای هوا به زمین آاس7 روسی و بولپاپ آمریکایی مورد ‏استفاده قرار گرفته است.امروزه، دیگر این روش برای هدایت موشکها و یا بمب ها ‏مورد استفاده قرار نمی گیرد و منسوخ شده است.‏ 

هدایت فروسرخ 

هدایت فروسرخ یک هدایت داخلی و خود مختار است که نیاز به منبع خارجی برای ‏تکمیل هدایت موشک ندارد. در این روش، حسگر نصب شده بر روی دماغه موشک ‏بعد از شلیک، اقدام به جستجوی محیط رو به روی خود برای پیدا کردن منبع ‏گرمایی برای قفل کردن بر روی آن می کند. این منبع گرمایی می تواند خروجی ‏گرم هواپیما، بالگرد و یا یک موشک کروز باشد.‏ 
سیستم کاونده فروسرخ تنها می تواند محیط روبروی خود را جستجو کند و یکی از ‏امتیازات آن این است که خلبان و یا شلیک کننده بعد از قفل و شلیک موشک می ‏تواند اقدام به شلیک موشک دیگر و یا ترک محل کند. موشک به کمک سیستم ‏فروسرخ درون خود و به کمک بالچه های هدایت به طرف هدف هدایت می شود.‏ 
اولین موشک فروسرخ عملیاتی جهان، موشک هوا به هوای سایدویندر آمریکایی ‏بود.نسل نخست این موشکها را تنها می شود از نیم کره پشتی به طرف خروجی ‏موتورهواپیما قفل کرد ولی امروزه با افزایش حساسیت کاونده های فروسرخ می ‏توان این موشک ها را از روبرو نیز بر روی هدف قفل کرد.‏ 
موشک های هدایت فروسرخ را می توان با استفاده از تمهای فریب دهنده گرم که ‏مانند منور بوده و گرمایی زیاد از خود متصاعد می کنند فریب داد. خلبانان بالگرد و ‏جنگنده بلافاصله بعد از هشدار سیستم ‏ECM‏ مبنی بر نزدیک شدن موشک اقدام به ‏شلیک دستی و یا خود کار شراره می کنند‎.‎ 
برخی از وسایل پرنده داری سیستم تشخیص نزدیک شدن موشک هستند. این سیستم ‏با حس کردن شعله خروجی موتور موشک که به پرنده نزدیک می شود هشدار لازم ‏را به خلبان می دهد ولی از آنجایی که برای شلیک موشکهای فروسرخ نیازی به قفل ‏رادار بر روی هدف نیست، در اکثر مواقع هدف بدون دریافت هیچ گونه هشداری ‏مورد اصابت قرار می گیرد. برد کاونده فروسرخ این گونه موشک ها برای کشف ‏منبع گرمایی کم بوده و اغلب کمتر از 20 کیلومتر است.از این رو، این روش هدایت ‏به صورت گسترده ای برای هدایت موشک های کوتاه برد هوا به هوا و موشک ‏های پدافند هوایی کوتاه برد و شانه پرتاب مورد استفاده قرار می گیرد.‏ 
عدم نیاز به تجهیزات جانبی، این سیستم را به یک روش هدایت کارآمد برای استفاده ‏در سلاح های قابل حمل توسط نفر تبدیل کرده است. موشکهای هوا به هوای ‏فروسرخ ‏K74‎‏ روسی، سایدویندر آمریکایی، پایتون4 اسراییلی و موشک های زمین ‏به هوای راپیر انگلیسی، استیگر آمریکایی و سام 18 روسی از جمله برترین ‏موشکهای هدایت فروسرخ در جهان هستند.‏ 

هدایت رداری نیمه فعال(آشیانه یاب نیمه فعال رادرای)‏ 

این روش هدایت که از اواسط دهه 50 بر روی موشکهای هوا به هوا و زمین به ‏هوا نصب شد در واقع به تکمیل رادارهای داپلر به وجود آمد. در این موشکها، ابتدا ‏رادار جنگنده و سایت پدافند هوایی بر روی هدف قفل شده و پس از شلیک موشک، ‏رادار کوچک موشک امواج منعکس شده از هدف را دنبال کرده و با تصحیح مسیر، ‏خود را به هدف می رساند.این روش هدایت این امکان را به خلبان می داد تا با ‏استفاده از موشکهای هوا به هوای میان برد و یا دور برد اهداف مورد نظر خود را ‏از فاصله بیش از 18 کیلو متر با شلیک یک یا دو موشک مورد هدف قرار داده و ‏از درگیری پر التهاب و پیچ در پیچ در جنگ نزدیک هوایی خودداری کند.‏ 
از جمله عیوب این روش هدایت هدایت به ویژه برای جنگنده ها این است که برای ‏رسیدن موشک به هدف باید تا آخرین لحظه اصابت، رادار هدایت کننده بر روی ‏هدف قفل باشد و به هر دلیلی که امواج رادار به موشک نرسند مانند مانور جنگنده ‏شلیک کننده و یا کم شدن انرژی رادار موشک به هدف برخورد نمی کند. جنگنده ‏بعد از شلیک موشک نمی تواند اقدام به ترک صحنه نبرد و باید تا لحظه برخورد ‏موشک به هدف در منطقه باقی بماند.در چنین مواردی در اصطلاح تاکتیکی جنگنده ‏بی دفاع است.‏ 
از طرفی با افزایش برد موشک، امواج رادار نیز باید مسافت دورتری را طی کنند ‏که سبب کاهش قدرت امواج رادار در مسافت های زیاد می شود.از این رو نمی ‏توان از این روش هدایت در موشک های با برد زیاد استفاده کرد.البته تا کنون ‏موشک های با برد 120 کیلومتر نیز با استفاده از این روش هدایت ساخته شده اند.‏ 
در ضمن می توان با استفاده از سیستم های جنگ الکترونیک و ایجاد اختلال، مانع ‏رسیدن امواج رادار جنگنده به موشک شد، اما نه همیشه.‏
امروزه دیگر موشک های هوا به هوا با این روش هدایت تولید نمی شوند ولی ‏ساخت موشک های پدافندی با این روش همچنان ادامه دارد. موشک های هوا به ‏هوای اسپارو آمریکایی و آر27آر روسی و موشک های زمین به هوای هاوک و ‏پاتریوت آمریکایی از جمله موشک های هدایت راداری نیمه فعال معروف جهان ‏هستند.‏ 

هدایت راداری فعال 

این روش هدایت از سال 1970 برای موشک های ضد کشتی و هوا به هوای دور ‏برد و میانبرد مورد استفاده قرار گرفته است. این موشکها، خود داری یک دستگاه ‏رادار کوچک برای رهگیری و اصلاح مسیر به طرف هدف هستند. رادار جنگنده و ‏یا ناو شلیک کننده در ابتدا هدف را کشف و روی آن قفل می کند. پس از آن، ‏مختصات هدف به موشک منتقل شده و موشک به طرف محدوده هدف شلیک می ‏شود. موشک، مسیر از پرتاب کننده تا نزدیکی هدف را به صورت اینرسی هدایت ‏شده و بعد از کشف هدف توسط رادار موشک به روش هدایت راداری آشیانه یاب به ‏طرف هدف حرکت می کند.‏ 
از جمله امتیازات این روش این است که جنگنده و یا سیستم شلیک کننده بعد از ‏شلیک می تواند منطقه را ترک کرده و یا مانورهای مورد نظر خود را اجرا کند و ‏موشک بدون نیاز به رادار جنگنده و یا ناو به طرف هدف حرکت می کند. این روش ‏در موشک هایی با برد بلند بسیار مورد استفاده قرار می گیرد. موشک های ضد ‏کشتی از جمله استفاده کنندگان این روش هدایت هستند. البته در مورد موشک های ‏کوتاه بردتر ضد کشتی مانند سی ایگل انگلیسی از هدایت رادار نیم فعال استفاده می ‏شود.‏ 
موشک های هوا به هوای آر77 روسی، فونیکس آمریکایی و موشک های ضد ‏کشتی اگزوست فرانسوی و هارپون آمریکایی از جمله موشک های راداری فعال می ‏باشند. موشک آمرام آمریکایی در 15 کیلم متری آخر به صورت هدایت راداری ‏فعال عمل می کند و تا رسیدن به این مسافت به صورت نیم فعال پرواز می کند. 

هدایت راداری 

این روش بر روی نسل نخست موشکهای زمین به هوا و بیشتر در موشک های ‏روسی نصب شد. موشک های سام 2و3و4 از جمله موشک های هدایت راداری ‏معروف جهان هستند.‏ 
در این روش هدایت، موشک شلیک شده برای اصابت به هدف از سه رادار استفاده ‏می کند. این رادار ها عبارتند از رادار کشف کننده هدف، رادار هدایت و رادار ‏ارتفاع یاب. یکی از رادارها هدف را کشف کرده و دیگری موشک را رهگیری می ‏کند و اطلاعات این دو رادار به وسیله سیستم هدایت کننده جمع بندی می شود و ‏موشک را تا زمان برخورد به هدف اصلاح مسیر می کند. به صورت معمول امواج ‏تغییر مسیر و اصلاح مسیر به موشک به کمک امواج رادیویی فرستاده می شود.‏ 
از جمله اشکالات این روش می توان به آسیب پذیری زیاد موشک در مقابل ‏اختلالات الکترونیکی و قطع امواج رادیویی ارسال شده از رادار هدایت اشاره ‏کرد.از طرفی، انهدام هر یک از 3 رادار سیستم باعث از کار افتادن تمامی سیستم ‏می شود.این موشکها معمولا از آنجایی که آن قدر دقیق نبودند که به هدف به ‏صورت مستقیم بر خورد کنند دارای چاشنی های مجاورتی هستند.در حال حاضر ‏دیگر از از این روش هدایت برای هدایت موشک ها استفاده نمی شود و این روش ‏کهنه و متروک شده است. 

هدایت تلویزیونی 
‏ 
در موشک های و بمب های هدایت تلویزیونی، یک دوربین بر روی دماغه موشک ‏قرار دارد که شلیک کننده با زدن سوئیچ مربوطه روپوش دوربین برداشته و دوربین ‏شروع به تصویر برداری از محیط روبروی خود می کند. کاربر و یا خلبان تصاویر ‏گرفته شده را همزمان در مانیتور خود مشاهده می کند و با درشت نمایی تصویری، ‏علامت هدفگیری را بر روی هدف قرار داده و دوربین را بر روی هدف قفل می ‏کند. موشک پس از شلیک به صورت مستقل به طرف هدف هدایت می شود. این ‏روش هدایت مانند هدایت فروسرخ یک روش هدایت درونی است و نیازی به هدایت ‏خارجی نداشته و شلیک کننده بعد از شلیک می تواند اقدام به شلیک موشک دیگر و ‏یا ترک منطقه کند.‏ 
این روش هدایت برای اولین بار در بمب والی در ویتنام توسط نیروی دریایی ‏آمریکا استفاده شد.اولین موشکی که از این روش هدایت برای آن استفاده شد موشک ‏ماوریک آمریکایی بود. این روش هدایت به طور معمول برای هدایت بمب ها و ‏موشک های هوا پرتاب استفاده می شود و البته بیشتر برای بمبها.از جمله امتیازات ‏این روش هدایت عدم نیاز به هدایت خارجی، مقاومت بیشتر در مقابل اختلالات ‏الکترونیکی و سادگی عملکرد آنها است.معمولا تطبیق دادن این گونه سلاح ها بر ‏روی هواپیماها و نه بالگرد ها به لوازم جانبی کمتری نسبت به سیستم هدایت لیزری نیاز دارد. در نمونه های اولیه بمب های تلویزیونی، بمب بعد از پرتاب ارتباطش با ‏هواپیما قطع می شد ولی در نمونه های بعدی، بمب تصاویر گرفته شده توسط ‏دوربینش را برای خلبان ارسال می کرد تا خلبان شاهد برخورد دقیق بمب به هدف ‏باشد. از این رو خلبان می تواند تصاویر برخورد بمب را از زمان پرتاب تا زمان ‏برخورد موشک به هدف به صورت کامل ببیند. شاید شما نیز این تصاویر را که ‏توسط خلبان های هواپیما های جنگی ضبط شده اند در تلویزیون دیده باشید.‏ 
نمونه های اولیه این نوع بمب ها دارای سیستم هدایت تلویزیونی ساده ای بودند. به ‏همین دلیل آنها تنها برای انجام بمباران های دقیق در روز مناسب بودند. در مدل ‏های جدید تر، این نوع موشک ها به دوربین های فروسرخ مجهز شدند و از این رو ‏از توانایی حمله شب نیز برخوردار شدند.‏ 
افزایش برد بمب ها و موشک ها این مسئله را به وجود آورد که خلبان باید با ‏دوربین سلاح هدف را کشف و بر روی آن قفل کند. نسل دوم این سلاح ها این ‏امکان را در اختیار خلبان ها قرار داده اند که خلبان بتواند بمب را از مسافتی دور به ‏طرف هدف پرتاب کرده و بعد با کمک تصاویر ارسالی هدف را کشف و منهدم ‏نماید. همچنین خلبان می تواند با نگاه به نمایشگر درون کابین و دیدن تصاویر ‏ارسالی هدایت بمب را به صورت دستی نیز انجام دهد. موشک های دارای تصویر ‏بردار فروسرخ به طور معمول به واسطه دارا بودن سیستم فروسرخ دارای سیستم ‏تعقیب خودکار هدف هستند.‏ 
این روش هدایت طی دو دهه گذشته بر روی موشک های ضد تانک نصب شده و ‏موشک های ضد تانکی چون جاولین و اسپایک از جمله موشک های ضد تانک ‏دارای هدایت تصویر برداری فروسرخ هستند. امروزه دیگر روش هدایت تلویزیونی ‏در موشک ها مورد استفاده قرار نمی گیرد ولی به صورت گسترده ای از روش ‏هدایت تصویر برداری فروسرخ استفاده می شود که توان انجام عملیات شبانه را به ‏صورت محسوسی افزایش داده است.همچنین برخی از موشک های کروز و موشک ‏های دور برد هوا به زمین از روش تصویر بردار فروسرخ به عنوان هدایت مرحله ‏پایانی پرواز استفاده می کنند. موشک های هوا پرتاب کااچ27 روسی (با هدایت ‏تلویزیونی)و آجی ام 65 آمریکایی (با هدایت تصویر بردار فروسرخ) از جمله موش ‏های هوا پرتاب معروف هستند.‏ 

هدایت لیزری 

این روش هدایت همزمان با هدایت تلویزیونی توسط نیروی هوایی آمریکا در ویتنام ‏به کار رفت. خلبان بعد از ورود به منطقه هدف، دوربین غلاف لیزری خود را ‏روشن می کند. تصاویر دوربین در نمایشگرهای جلوی خلبان به نمایش در می آید.‏ 
خلبان با جستجوی هدف و نشانه گذاری هدف توسط علامت هدفگیری که معمولا ‏علامت + می باشد اقدام به قفل کردن سیستم از طریق دوربین بر روی هدف می ‏کند. پس از آن یک پرتو لیزر به وسیله غلاف هدفگیری به هدف تابانده شده و ‏منعکس می شود. موشک دارای یک حسگر لیزری بر روی دماغه است و به کمک ‏این حسگر امواج لیزر منعکس شده از هدف را کشف کرده و این امواج را تعقیب ‏می کند.از این رو، این روش را گهگاه روش هدایت آشیانه یاب لیزری نیز می ‏نامند. قفل نگه داشتن لیزر برروی هدف کاملا خودکار بوده و نیازی به شلیک کننده ‏ندارد. دوربین تا لحظه برخورد از هدف فیلمبرداری کرده و آن را به خلبان نشان ‏می دهد. احتمالا تصاویری را از تلویزیون دیده اید که یک علامت + بر روی یک ‏ساختمان قرار دارد. به ناگاه ساختمان منفجر شده، و دود سیاهی تصویر را پر می ‏کند. این تصاویر متعلق به غلاف هدفگیری موشکهای لیزری است.در ابتدا این ‏سیستم هدایت تنها در بمبها و موشک ها بکار می رفت ولی با کوچکتر شدن غلاف ‏های هدفگیر لیزری این سیستم هدایت بر رو انواع سلاح های ضد تانک و پدافند ‏هوایی کوتاه برد نیز به کار رفت.‏ 
بمبهای سری پیوری1 که از سال 1967 در ویتنام بکار رفتند اولین سلاح های ‏هدایت لیزری جهان هستند.‏ 
جنگنده-بمب افکنهای ‏F-111‎‏ و‏F-4D ‎‏ در جنگ ویتنام بیشترین بمباران توسط بمب ‏های بمب های هدایت لیزری را انجام دادند. موشک ضد تانک هل فایر از اولین ‏موشک های ضد تانک جهان با هدایت لیزری بود که برروی بالگرد آپاچی نصب ‏شد. و امروزه به صورت گسترده ای بر روی دیگر بالگردها نیز نصب می شود.‏ 
با وجود دقت بالا، بمب های لیزری عملکرد نا مطلوبی در آب و هوای بد (مانند ‏باران و برف) دارند. و دقت این سلاح ها به صورت چشمگیری در شرایط نامساعد ‏جوی کاهش می یابد.همچنین ایجاد اختلال بر روی بمب های لیزری به مراتب آسان ‏است.می توان با ایجاد اختلال، مانع رسیدن امواج لیزر منعکس شده از هدف به ‏موشک شد و باعث به خطا رفتن موشک ها شد. از این رو، همواره فرماندهان ‏نظامی خواستار داشتن سلاح های هدایت تلویزیونی می باشند چرا که موشک های ‏هدایت تلویزیونی پس ار پرتاب دیگر نیازی به هدایت خارجی ندارند و به این دلیل ‏منحرف کردن آنها غیر ممکن است.‏ 
یکی دیگر از عیوب بزرگ سلاح های لیزری نیاز آنها به هدایت و قفل نگه داشتن ‏لیزر به طرف هدف است.این پرتو باید بر روی هدف باقی بماند تا بمب بتواند هدف ‏خود را جستجو کند. از این رو خلبان (یا شلیک کننده موشک های ضد تانک زمین ‏پرتاب) بعد از پرتاب موشک نمی تواند دور زده و منطقه را ترک کند بلکه باید ‏ارتفاع خود را بیشتر کرده و قفل لیزری را برروی هدف قرار دهد. هر مسئله ای که ‏باعث قطع پرتو لیزر تابانده شده بشود باعث به خطا رفتن بمب می شود. این در ‏حالی است که سلاح های تلویزیونی پس از پرتاب کاملا خودکار بوده و خلبان می ‏تواند منطقه هدف را ترک کرده و یا هدف دیگری را مورد حمله قرار دهد.‏ 
با موشک های لیزری تنها می توان در یک زمان به یک هدف حمله کرد گرچه می ‏توان چند بمب را بر ضد یک هدف نیز مورد استفاده قرار داد.بر خلاف آنها، در ‏بمبهای تلویزیونی باید برای پرتاب دو بمب به طرف یک هدف هر دو بمب را به ‏صورت جدا از یکدیگر هدفگیری کرد.‏ 
یکی از امتیازات سلاح های لیزری این است که می توان بمب را توسط یک هواپیما ‏پرتاب و توسط یک هواپیمای دیگر هدایت کرد. برای نمونه، سوپراتانداردهای ‏نیروی دریایی فرانسه که از سال 1996 از توانایی حمل بمبهای‏‎ ‎‏ لیزری ‏GBU-12‎ برخوردار شدند معمولا به صورت دو فروندی یکی با غلاف هدفگیر لیزری و ‏دیگری با 2 بمب لیزری پرواز می کنند. یکی از سوپر اتاندارد ها هدف را نشانه ‏گذاری کرده و دیگری با سرعت وارد محدوده برد بمب می شود و بمب خود را ‏پرتاب کرده و منطقه عملیات را ترک می کند. این ترکیب در زمان جنگ اول خلیج ‏فارس توسط بمب افکنهای بوکانیر نیروی دریایی انگلستان و تورنادوهای نیروی ‏هوایی انگلیس مورد استفاده قرار گرفت.‏
از طرف پرتو های لیزری ارسال شده دارای کد خاص خودشان (اثر انگشت) می ‏باشند. بمب لیزری قبل از پرتاب با این کد ها آشنا می شود وتا پس از پرتاب شدن به ‏دنبال پرتوی لیزری منعکس شده از غلاف هدفگیری مربوط به خود برود. از این ‏رو می توان در یک منطقه تعداد زیادی بمب به طرف یک هدف نشانه گیری کنند و ‏موشکها از یک بالگرد در آسمان شلیک شود. موشک ضد تانک آتی 14 کارنت ‏روسی که می توان آن را از پیشرفته ترین موشک های ضد تانک جهان نامید دارای ‏هدایت لیزری نیمه خودکار است و شلیک کننده باید تا زمان برخورد موشک به ‏هدف، هدفگیر را برروی هدف قرار دهد. به دلیل محدوده برد کم پرتوی لیزری این ‏گونه روش هدایت برروی سلاح های با برد زیر20 کیلو متر استفاده می شود.با ‏وجود این سلاح های هدایت لیزری هنوز دقیقترین سلاح های هدایت شونده جهان ‏هستند. موشک های هوا پرتاب ماوریک آمریکایی، کااچ27ال روسی، موشک های ‏ضد تانک هلفایر آمریکایی، تریکات اروپایی و ویخر روسی و موشک پدافند کوتاه ‏برد آراس بی 70 سوئدی از جمله تسلیحات معروف لیزری جهان می باشند.‏ 

هدایت اینرسایی 

این سیستم هدایت را باید از جمله نخستین سیستم های هدایت موشک حساب کرد که ‏در جنگ جهانی دوم برای اولین بار توسط موشک های بالستیک وی2 و کروز ‏وی1 مورد استفاده قرار گرفت. سیستم هدایت اینرسی یک سیستم هدایت درونی است ‏که به صورت گسترده ای بر روی موشک های بالستیک و یا موشک کروز به ‏عنوان هدایت مرحله میانی پرواز استفاده می شود و دقت این سیستم به دقت ‏مختصات هدف بر می گردد.‏ 
در این سیستم، با استفاده از چند ژیروسکوپ و شتاب سنج که تعداد آنها در موشک ‏های مختلف متفاوت است شتاب و میزان غلت و زاویه حرکت موشک را تعیین می ‏کنند. بر اساس این اطلاعات می توانند موقعیت موشک را نسبت به مکان شلیک و ‏نسبت به مختصات هدف موجود در حافظه موشک مقایسه کنند.‏ 
ژیروسکوپ عضو اصلی سیستم های هدایت اینرسی می باشد. ژیروسکوپ ها ‏سنسورهایی می باشند که از آنها جهت به دست آوردن سرعت زاویه ای و موقعیت ‏زاویه ای موشک استفاده می شود. با پردازش این اطلاعات می توان موقیعت کلی ‏پرتابه را نیز بر اساس محاسبات به دست آورد.‏ 
وظیفه اصلی ژیروسکوپ ها ایجاد یک دستگاه مختصات مرجع است. شتاب سنجها، ‏شتاب متحرک در امتداد چنین محور هایی را اندازه می گیرند که این شتاب می تواند ‏نسبت به دستگاه که این شتاب می تواند نسبت به دستگاه مرجع اینر سی یا دستگاه ‏مرجع دیگری مثل دستگاه متصل به زمین باشد.‏ 
امروزه، نسل نوین این سیستم های هدایت بر خلاف مدل های قدیمی مکانیکی ‏دیجیتالی و یا لیزری هستند.ژیروسکوپ های جدید باعث کاهش درصد خطای ‏سیستم هدایت شده است. همچنین استفاده از سیستم مکان یاب جهانی در کنار سیستم ‏اینرسی موشک های بالستیک دقت این موشک ها را بالا برده است.به طور معمول ‏خطایی که ژیروسکوپ های هدایت موشک به دلیل سرعت بالای موشک بالستیک ‏پیدا می کنند توسط سیستم جی پی اس که دارای خطای حداکثر 3 متر است اصلاح ‏شده و بدین سان خطای سیستم اینرسی جبران می شود. 
‏ 
سیستم هدایت مکان یاب جهانی (‏GPS‏) 

سیستم هدایت ماهواره ای چهره میدان نبرد را در قرن جدید تغییر داده است و باعث ‏ورود نسل جدیدی از سلاح های هدایت شونده دقیق و ارزان قیمت به صحنه نبرد ‏شده است.استفاده این سیستم در جنگ افزار ها به جنگ اول خلیج فارس بر می ‏گردد. مشهور ترین سلاح هدایت ماهواره ای، بمب های هدایت ماهواره (‏GDAM‏) ‏هستند که در گزارش عمومی پنتاگون در مورد اشغال عراق در سال 2003 از این ‏سلاح به عنوان تاثیر گذارترین سلاح جنگ نام برده شده است. تاکنون حدود ‏‏180000 فروند از این سلاح برای نیروی هوایی و دریایی آمریکا تولید شده اند و ‏آنها بیشتر از دیگر سلاح های هدایت شونده در جنگ های سالهای اخیر آمریکا به ‏کار رفته اند. جی پی اس یک سیستم ماهواره ای است که توسط وزارت دفاع آمریکا ‏ساخته شده است و دارای گیرنده ای مخصوص است که این گیرنده اطلاعات دقیقی ‏از محل و زمان گیرنده را در اختیار کاربر قرار می دهد. ماهواره های جی پی اس ‏سیگنالهایی را ارسال می کنند که توسط گیرنده های جی پی اس دریافت می شوند و ‏موقیعت مکانی، سرعت و زمان شلیک کننده را در هر جای کره زمین ودر هر ‏موقع از روز یا شب و در هر شرایط آب و هوایی محاسبه می نماید.سیستم جی پی ‏اس یک منبع ملی و مورد استفاده بین المللی برای یافتن موقیعت محل، مسیر یابی و ‏زمان سنجی می باشد. ماهواره های جی پی اس در حدود 900 کیلوگرم وزن و 5 ‏متر (پنلهای خورشیدی)طول دارند.عمر مفید این ماهواره ها برای 7.5 سال طراحی ‏شده است اما اغلب مدت زمان بیشتری در مدار مورد استفاده قرار می گیرند. پنلهای ‏خورشیدی نیروی اولیه را تامین می نماید و نیروی تغذیه ثانویه توسط باطری های ‏نیکل کادمیم تامین می شود. در هر ماهواه، 4 ساعت اتمی فوق العاده دقیق نصب ‏گردیده است.در سپتامبر 2001، تعداد ماهواره های مورد استفاده در مدار زمین 27 ‏عدد بوده است. در جریان جنگ اول خلیج فارس برای اطمینان از انهدام هدف باید 4 ‏بمب لیزری از دو فروند هواپیما پرتاب می شد. از طرف دیگر، سلاح های هدایت ‏لیزری که دقیقترین سلاح های هواپرتاب معمول جهان بودند در آب و هوای ‏بد(برف، باران، مه)دقت بالای خود را از دست داده و به خطا می رفتند. ارتش ‏آمریکا بعد از جنگ اول خلیج فارس نیازمند یک سلاح جدید بر مبنای یک سیستم ‏هدایتی جدید شد که بتوان آن را در 24 ساعت شبانه روز و در هر آب و هوایی ‏استفاده کرد.در آن زمان، استفاده از سیستم هدایت جی پی اس بر روی موشک های ‏کروز برای هدایت این موشک ها تا منطقه هدف و نصب این سیستم بر روی نسل ‏دوم موشک های کروز توماهاوک وکلکم در دست بررسی بود ولی ارتش آمریکا ‏نیاز به یک بمب هوا پرتاب داشت.‏ 
به طور کلی امروزه این سیستم هدایت به عنوان هدایت کننده موشک های هوا ‏پرتاب، زمین پرتاب و دریا پرتاب دوربرد مورد استفاده قرار می گیرد و این ‏موشک ها را تا فاصله ای نزدیک به هدف، هدایت می کند.به صورت معمول، ‏موشکهای دورایستای و کروز مانند توماهاوک و اسلم بعد از هدایت به نزدیکی هدف ‏توسط ترکیبی از سیستم های هدایتی اینرسی و جی پی اس به کمک سیستم های ‏هدایتی دیگری که دارای دقت بیشتری هستند مانند دوربین تصویر بردار فروسرخ به ‏هدف اصابت می کنند. عکس های فروسرخ، عکس های ماهواره ای از هدف هستند ‏که از قبل در حافظه موشک ذخیره شده اند. این عکس ها به صورت امواج ‏فروسرخ گرفته شده اند و در حقیقت، قبل از حمله یک اسکن فروسرخ از هدف تهیه ‏می شود و موشک در مرحله آخر اصابت به طور خودکار با مقایسه بین عکس های ‏ماهواره ای درون حافظه موشک و تصاویر سیستم جلونگر فروسرخ و پردازش آن ‏به هدف حمله می کند.‏ 

در ماه نوامبر سال 2003 میلادی یک هواپیمای باری مخصوص DHL پس از برخاستن از فرودگاه شهر بغداد، هدف یک موشک قرار گرفت. بررسی ها نشان داد که آن موشک از یک سایت روانه سازی زمینی و یا هواپیمای دیگر شلیک نشده بود! بلکه توسط یک موشک انداز دستی که توسط یک و یا نهایتا دو نفر قابل راه اندازی است به سمت هواپیما روانه شده بود. در اواخر سال 2002 حمله مشابهی توسط اعضاء گروه القاعده به یک هواپیمای رژیم اشغالگر قدس که از فرودگاهی در کشور «کنیا» به هوا برخاسته بود نیز به وقوع پیوست. با وجود اینکه هیچ کس در این حوادث و حملات کشته نشده، ولی خیلی از کارشناسان بر این باورند که ممکن است در آینده موشک های هدایت شونده ای که از روی شانه ی افراد و به وسیله موشک اندازهای دستی شلیک می شوند، بتوانند برای هواپیماهای مسافربری خطرساز باشند و باعث کشته شدن صدها فرد غیرنظامی و بی گناه شوند. تهدید چنین فاجعه ای دستگاه های امنیتی ایالات متحده را بر آن داشت تا تحقیقاتی را به مدت سه سال در زمینه ی آزمایش امکان نصب سیستم های دفاع در برابر موشک که از نمونه های نظامی الگوبرداری شده باشد، بر روی تمامی هواپیماهای توربوجت خطوط هوایی به انجام رساند. یکی از سیستم های موجود در این تحقیقات که توسط کمپانی «نورث روپ گرومن» برای نصب بر روی هواپیماهای مسافربری طراحی شده، «گاردین»(Guardian) نام دارد . 

گاردین چیست؟ 
تکنولوژی گاردین همان گونه که در بالا اشاره شد توسط کمپانی «نورث روپ گرومن» و جهت کشف و خنثی سازی حمله های موشکی که از روی زمین روانه ی هواپیما می شود، ساخته شده است. در زبان ویژه ی نظامی این چنین تکنولوژی یک اقدام متقابل نامیده می شود و مسلما «نورث روپ گرومن» طرح گاردین را بر اساس سیستم اقدام متقابل جنگی خود "NEMESISDIRCM" یا سیستم اقدام متقابل مستقیم فروسرخ «نمسیس» که نام رسمی آن NA/AAQ-24[V] بوده، طراحی کرده است. 


تولید سیستم «نمسیس» از سال 1997 آغاز شد و سال 2000 وارد سرویس شد. این سیستم هم اکنون از 350 پرنده در 33 نوع مختلف محافظت می کند که از هواپیماهای کوچک تا هلیکوپترها را شامل می شود. 
«گاردین» همین عمل را در هواپیماهای مسافربری انجام می دهد و به آنها کمک می کند تا از خطر موشک های فروسرخ و یا حرارت یاب در امان باشند. با وجود اینکه موشک های فروسرخ(IR) می توانند از تسلیحات مختلفی روانه شوند، وقتی توسط موشک اندازهای دستی شلیک شوند بسیار خطرناک تر و مهلک تر خواهند بود. این موشک اندازها ، سیستم دفاع هوایی قابل حمل یا «MANPADS» نام دارند و از زمین به سمت هواپیما شلیک می شوند و پس از شلیک نیازمند هیچ گونه مداخله ی انسان نیستند. همچنین حمل و نقل آسانی دارند و آماده کردن آنها بسیار ساده است. 
بر اساس تخمین های زده شده بیش از 700 هزار موشک انداز «MANPADS» توسط ارتش های مختلف در سراسر دنیا ساخته شده و چندین هزار دستگاه از آنها هم اکنون در بازار سیاه موجود است و تروریست ها می توانند تقریبا ارزان به آنها دست یابند. اصلی ترین هدف تروریست ها برای دست یابی یه این موشک اندازهای دستی، هواپیماهای مسافربری خواهند بود که مخصوصا در هنگام تیک آف و فرود بسیار آسیب پذیر هستند. همین موضوع آنها را به بزرگترین تهدیدات امنیتی هواپیماهای مسافربری تبدیل ساخته است. 

موشک های "MANPADS" 
برای درک بهتر چگونگی عملکرد سیستم «گاردین» بهتر است که در ابتدا از چگونگی عملکرد موشک های شلیک شده توسط سیستم های دفاع هوایی قابل حمل یا همان «MANPADS» آگاهی پیدا کنیم. یکی از نمونه های معروف سیستم های «MANPADS» موشک «استینگر» می باشد. 
موشک هایی که از موشک اندازهای کوچک قابل حمل شلیک می شوند از نوع هدایت شونده بوده و شامل کلاهک، موتور و سیستم کنترل هستند. همچنین در دسته موشک های زمین به هوا جای می گیرند. آنها بسیار کوچکتر از موشک های بالستیکی هستند که بیشتر شبیه یک راکت فضایی اند تا موشک جنگی. 


موشک های بالستیک فواصل طولانی را در مسیرهای سهمی شکل طی می کنند . تنها در قسمتی از طول مسیر هدایت می شوند. در حالی که موشک های «MANPADS» مسیر بسیار کوتاه تری را نسبت به آنها طی می کنند، ولی در تمامی طول پرواز تا رسیدن به هدف، قابل کنترل و هدایت هستند. سیستم هدایت از اصلی ترین بخش های موشک های هدایت شونده محسوب می شود. 

راه های فراوانی برای کنترل مسیر پرواز موشک ها وجود دارد ولی تقریبا تمامی موشک های مدرن امروزی مجهز به ردیاب هستند که یک آنتن آن بورد حساس به منبع انرژی مشخصی است. این منبع می تواند هر قسمتی از طیف الکترومغناطیسی باشد. یکی از گونه های انرژی که کشف آن آسان بوده ، فروسرخ و یا حرارت است. یک ردیاب فروسرخ می تواند با یافتن حرارت بسیار زیاد موتور یک هواپیما با دقت بسیار بالایی موشک را به سمت هدف هدایت کند. موشک «Redeye» برای اولین بار در دهه ی 1950 میلادی مورد استفاده گسترده نظامیان آمریکایی قرار گرفت. 

این موشک نمونه ای کلاسیک از این گونه تسلیحات است. «Redeye» که در لغت به معنای «چشم سرخ» است به خاطر وجود سنسور فروسرخ در دماغه ی خود به این نام نامیده می شود. این موشک در هر مکانی که یک سرباز توانایی حمل و شلیک یک اسلحه ی دستی را داشته باشد، قابل کارآیی است و تنها در چند ثانیه آماده ی شلیک می شود و به آسانی و سرعت می توان کارکردن با آن را فرا گرفت. این موشک تقریبا تا دو دهه به کار گرفته شد تا اینکه سیستم های قابل حمل پیشرفته ی جدید که از مهم ترین آنها می توان به «استینگر» اشاره کرد ، جای آن را گرفتند. 
از معروف ترین سیستم های «MANPADS» روسی می توان به "Strela" و "Lgla" اشاره کرد. «استینگر» و "Lgla" توانایی های مشابهی دارند و در هر دو آنها از ترکیبی از ردیاب های فروسرخ و فرابنفش استفاده شده است. 

دفاع در برابر "MANPADS" 
برای دفاع در برابر حمله موشک های هدایت شونده، سه راه کلی وجود دارد. اگر موشک از ردیاب راداری استفاده کند و موشک با پیگیری امواج رادیویی به هدف نزدیک شود، می توان به وسیله ی استفاده از "Chaff" که ورقه ها و تکه های فلزی هستند و هواپیماها در مواجهه با حملات موشک های هدایت شونده پخش 
می کنند، آن را منحرف ساخت. این تکه های فلزی با انعکاس موج های رادیویی رسیده ، سیگنالی اشتباه به موشک می فرستند و موشک با ردیابی این سیگنال از هدف دور می شود. 


اگر موشک از ردیاب فروسرخ استفاده کند (همانند اکثر موشک های MANPADS) دیگر استفاده از ‍"Chaff" کارساز نخواهد بود و این گونه موشک ها به تله های سیگنال حرارتی پاسخ می دهند. هواپیماها می توانند پس از کشف حمله موشکی این تله های حرارتی را به اطراف خود رها سازند. تله های حرارتی با ایجاد چند سیگنال حرارتی در اطراف هواپیما امکان تشخیص سیگنال حرارتی موتور هواپیما را از موشک های نه چندان پیشرفته می گیرند. 





با وجود این، موشک های «استینگر» و "Lgla" می توانند سیگنال حرارتی هدف را از سیگنال حرارتی هدف را از سیگنال حرارتی اطراف آن تشخیص دهند. چرا که ردیاب به کار رفته در این موشک ها می تواند دو نوع انرژی فروسرخ و فرابنفش را کشف کند. از کار انداختن دو موشک «استینگر» و "Lgla" که امکان ردیابی دو منبع انرژی را دارند؛ (طول موج بلندتر فروسرخ و طول موج کوتاه تر فرا بنفش) بسیار سخت تر از دیگر موشک ها است. 
دفاع در برابر این موشک های پیشرفته نیازمند به کارگیری یک سیستم لیزری است. لیزرها می توانند سیستم های الکترونیکی سیستم هدایت موشک را از بین ببرند و یا اینکه تراکم انرژی های قابل کشف ردیاب را بالا ببرند، تا حدی که ردیاب هدف خود را گم کند. این عمل امروزه در بیشتر سیستم های دفاع ضد موشک متداول است، چون لیزرهای به کار رفته در آنها قدرت کافی برای تاثیر گذاری و تخریب ردیاب را ندارند. 
سیستم «گاردین» نیز بر همین اساس ساخته شده و در دسته سیستم های "DIRCM" یا اقدام متقابل مستقیم فروسرخ جای دارد و با بهره مندی از دو سیستم متفاوت به دفاع در برابر حملات موشکی می پردازد. 
سیستم اول شامل سنسورهای فرابنفش است که موشک های شلیک شده به سمت هواپیما را کشف می کند. سیستم دوم شامل یک فرستنده است که پرتویی از انرژی فروسرخ را به سمت ردیاب موشک هدایت می کند. هر دو سیستم در محفظه ای در زیر بدنه هواپیما جا سازی می شوند. نحوه عملکرد این سیستم ها به صورت زیر است: 
• زمانی که یک موشک "MANPADS" شلیک می شود، همه گونه انرژی را در طیف الکترومغناطیسی تولید می کند. سنسورهای موجود در «گاردین» طول موج های فرابنفش موشک را کشف کرده و سیگنالی به فرستنده می فرستد. 
نسخه های آینده ی گاردین شامل سنسورهایی خواهند بود که دو باند انرژی فروسرخ را شناسایی می کنند؛ بدین وسیله می توان موشک ها را زودتر و در فاصله ای دورتر شناسایی کرد. 
• وقتی که فرستنده، سیگنالی را از سیستم اعلام خطر وجود موشک دریافت می کند، مجموعه دو سیستم فوق که آن را "Pointer/Tracker" می نامند، با نزدیک شدن موشک به ردیابی آن می پردازد. یک لامپ گازی کمانی پرقدرت، پرتویی از انرژی فرو سرخ را به سمت ردیاب موشک می فرستد. 


• برای ردیاب، این نور مثل این است که نور بسیار درخشانی به چشمش برخورد کند؛ ولی «گاردین» به آسانی موشک را کور نمی کند، پرتوی لیزر آن یک نوع طول موج مخصوص دارد که به داخل حلقه هدایت گر ردیاب موشک رفته و باعث تولید سیگنال اشتباه می شود. 
• سیستم هدایت با تنظیم مسیر پرواز موشک به این تغییر سیگنال پاسخ می دهد. 
• سر انجام موشک آن قدر از مسیر هدف دور می شود که دیگر هیچ خطری برای هواپیما ایجاد نمی کند. 

• تمامی عملیات شرح داده شده در 2 تا 5 ثانیه انجام می شود و نیازمند هیچ گونه عملی از سوی خلبان نیست. وقتی هواپیما به ارتفاع تقریبی 18000 پا می رسد، سیستم «گاردین» خاموش میشود و تا زمانی که هواپیما برای فرود ارتفاع خود را کم نکند، به همین حالت باقی می ماند؛ چرا که این ارتفاع ، برد اکثر موشک های "MANPADS" است. 

امکان استفاده گسترده 
تکنولوژی استفاده شده در سیستم «گاردین» قبلا در تجهیزات نظامی دیگر به اثبات رسیده است. بر طبق آمار ارائه شده از طرف «نورث روپ گرومن» ، «نمسیس» بیش از 4 هزار ساعت آزمایش پرواز و 200 هزار آزمایش ایجاد پارازیت را به انجام رسانده است. 
سوال اصلی در مؤثر بودن یا نبودن «گاردین» نیست! بلکه در این است که آیا صنعت سرویس هوایی می تواند از عهده ی هزینه ی نصب این سیستم بر روی هواپیماهای مسافربری برآید؟ بر اساس آمارهای به دست آمده از یک بررسی در سال 2005 میلادی، نصب سیستم های ضد موشک بر روی 6800 هواپیمای مسافر بر آمریکا در حدود 11 بیلیون دلار هزینه در بر خواهد داشت. 
همچنین عملیاتی کردن این سیستم ها پس از نصب، سالانه بیش از 2/2 بیلیون دلار هزینه دارد. به خاطر چنین هزینه های بالایی، چندی است که حتی بحث جایگزینی استراتژی های ارزان تر برای مقابله با موشک های "MANPADS" مطرح شده است. برخی کارشناسان به بررسی و مقایسه ی هزینه محافظت از هواپیما و هزینه ی زیان یک حمله موفق موشکی پرداخته اند. 
برای سقوط هر هواپیما یک بیلیون ضرر به صورت مستقیم به سرویس های هوایی وارد می شود که البته زیان های غیر مستقیم حتی بیشتر نیز خواهند بود. از ژانویه سال 2007 میلادی سومین فاز مطالعه ی امکان عملی شدن سیستم گاردین آغاز شده است. در این فاز "FedEx" 10فروند از هواپیماهای "MD-10S" خود را به مدت 18ماه به همراه این سیستم جدید به پرواز در خواهد آورد،تا قابلیت اجرا و اعتماد آن را برروی هواپیماهای مسافربری آزمایش شود. 
تیم دیگری در حال مطالعه بر روی سیستم "DIRCM" لیزری دیگری به نام "Jeteye" هستند. این سیستم توسط کمپانی "BAE Systems" ساخته شده و بر روی بوئینگ 767 شرکت "ABX-Air" نصب خواهد شد. هر یک از این سیستم ها که اقتصادی تر و مطمئن تر از دیگری شناخته شوند، بر روی دیگر هواپیماها نصب خواهند شد. 
اضافه نمودن سیستم «گاردین» بر نحوه پرواز هواپیما تأثیری نخواهد گذاشت. بلکه سیستم با تیک آف هواپیما خود به خود فعال می شود و برای منحرف ساختن موشک های ردیابی شده هیچ نیازی به دخالت خلبان نیست. استفاده از «گاردین» یا هر سیستم ضد موشک لیزری دیگر فعلا نیازمند زمان و انجام آزمایش های مختلف است. بنابراین تا زمانی که این سیستم ها بر روی هواپیماها نصب شوند، باید به شیوه های دیگر به محافظت از هواپیماهای مسافربری در برابر حملات موشک های "MANPADS" پرداخت. 
یکی از راه های ممکن و ضروری، افزایش ایمنی محیط پیرامون فرودگاه ها است. برنامه "Vigilant Eagle" یا «عقاب مراقب» از "Raytheon" برای انجام همین کار طراحی شده است. این سیستم از شبکه سنسورهایی که به صورت استراتژیکی در اطراف فرودگاه ها در زمین قرار داده شده اند تشکیل شده است. «عقاب مراقب» پس از کشف موشک شلیک شده به سمت هر هواپیمای در حال تیک آف یا فرود از باند فرودگاه سیگنالی را به ایستگاه سنسور دیگری می فرستد و با فرستادن یک پرتوی میکرو ویو، سیستم هدایت موشک را نابود می کند.
یکی از راه های کم خرج تر در کاهش خطر موشک های دستی، اصلاح رویه کنترل ترافیک هوایی است تا دیگر جت ها به صورت تدریجی و آرام، ارتفاع خود را برای فرود کم نکنند و یا با انجام فرود های مارپیچی و صعودهای تند و سریع از آسیب پذیری خود در برابر حملات موشک های هدایت شونده بکاهند.


منبع: ---------